<no title> - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
صدای زنگ ساعت مقرر را گوشزد می کرد. خوابم می آمدنمی توانستم چشمانم را باز کنم در جایی کسی منتظرم بود ، سرم را بلند کردم با خودمگفتم می توانم نروم و بعد بهانه ای بیاورم.دوباره سرم را روی بالشت گذاشتم ، ازخودم می پرسم چقدر اهمیت دارد که او منتظر من است او همیشه  منتظر من است. اما دلیل بی تفاوتی من به ...
من و ناامیدهایم ... - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
 امروز فکرم خیلی مشغول بود ، بهدوستانم فکر می کردم به اونایی که درکم کردن و هنوز کنارم هستن و اونایی که ترکمکردن و رفتن. من آدم سابق نیستم واینو خوب می دونم.ادمایی که سالهاست منو می شناسنخوب می فهمن دارم در مورد چی حرف می زنم. به این فکر می کردم من گاهی اینقدرعجول بودم که خیلی زود از بعضی دوستانم نا...
سفر به آبشار شیوند در ایذه - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
آدمهای همیشه ممتنع - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
 بعضی ها هیچ وقت نظری ندارن همیشه ممتنع اند ،میگویند نمی خواهم اگر اتفاقی افتاد گناهی گردن من باشد... از نظر من هیچ خیری ازاین ادما به کسی نمی رسد در هر کجای دنیا که باشند.من فکر می کنم  باید انتخاب کنیم و انجام دهیم و  اگر هم اشتباه بود هزینه آن را بپردازم و جبرانکنیم. چه خوش گفت شاملوی خوش سخن:جست...
<no title> - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
هم لحظه های دردیم این درد ، چاره باید مردن مرام ما نیست عمر دوباره باید
دقت کن ... - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:32
تا الان به کلیت چیزی که اطرافمون اتفاق می افتهدقت کردیاز انتخابات 88 به بعد به نظر می رسه جامعه دارهبه سمت یه بی تعادلی می ره، موج ناامیدی اومده و داره همه چیز رو ناپایدار می کنهدقت کردی ؟ با دستای خودمون سرسختانه تلاش می کنیم  تا همه چیزو از بین ببریمبا فیلتر شکن خیلی سخت وارد فیس بوک می شی، عکسدوس...
غیر چرت نوشته :دی - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
سهلاماصلنشم نیومدم چرت بنویسم1. استاد باحال فارماکولوژی امروز خیلی جدی در حین درس دادن این اسلاید رو بهمون نشون داد:GTT: به معنای تست تحمل جزوه است که جزو بیماری های دانشجویی سندرم کمبود نمره (Nemueral Deficeincy Syndrome) است.اپیدمیولوژی: اواخر ترم تحصیلیعلایم: برافروختگی، گُرگرفتگی، ژولیدگی، عدم ا...
بفرما چای :دی - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
زندگی جیره ی مختصریست،مثل یک فنجان چای،که کنارش عشق است.مثل یک حبه ی قند، زندگی را با عشق، نوش جان باید کرد.
اندر احوالاتِ فیزیوپاتولوژی - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
عاقا جاتون خالی امروز رفتیم بخش ارتوپدی، یه لحظه احساس گوسپند بودن بهمون دست داد :|یعنی آدم نوار خالی گوش کنه ولی فیزیوپات نباشه :|حالا اشکالی نداره... ما هم یه روزی اینترن میشیممنشی میگه برید تو اون اتاق پیش رزیدنت، همچین که رفتیم رزیدنت محترم میگه شماها فیزیوپاتین؟! برید بیرون :|تو همین گیر و دار ...
... - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
چرت نوشته :دی - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
سلامیه چند روز چرت و پرت ننوشتم، چرت و پرتِ خونم اومده پایین1. این خوشگله دیگه نه؟2. این گربه ی کوشولو تو یونی عاشخِ من شده، هرجا منو می بینه میاد پیشم خودشو برام لوس میکنه .. مامانم میگه خوب شد بالاخره یه گربه عاشقت شد3. اینم کلیپس پروانه ای جدیدم4. اصلنشم جلف نیستم5. آهنگ وبلاگمم از اینــجا دانلود...
بگذار من هم پادشاه کشوری باشم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
بگذار امشب غرق در ویرانگری باشممن را بسوزان تا شبی خاکستری باشمآتش بزن پرواز من را قله در قلهبگذار تا شاهین بی بال و پری باشماینجا همه در با تو بودن ها شریکند آهکاری کن امشب من خودم من دیگری باشممن آسمانم، در زمین از من گریزی نیستخود را به هرجای جهان هم میبری، باشممن با تمام آنچه دارم عازم جنگمحتی خ...
خرت و پرت های کیــــــــف - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
سهلامدر راستای لبیک به بازی وبلاگی مـــــرجیهمین الان دارم از بیرون میام، محتویات کیفم بدون سانسور محتویات:روپوش پزشکی ، کیف پول ، مقادیری اسکناس ، مقادیری پول خورد ، عکس داداش کوشولوم ، کارت هدیه ، کارت کتابخونه یونی ، کارت دانشجویی ، فاکتور خرید ، بازی need for speed most wanted2 ، خودکار آبی و قر...
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش... - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
سلاممیدونستین شهزاده ی رویای من رو شکیلا هم خونده؟یعنی عاشقشم هاشهزاده ی رویای من شاید توییاونکس که شب در خواب من آید تویی، تـــــودانلود کنید رفخا
:دی - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:30
یادنامه به داستان راستان سال 1389 « ب 54 » - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:27
 ...«نگاه 3 به زندگی » (یافته های در تنهای 1389): ب 54عجب !!گویی هیچی نشد ! نه حرفی ، نه حدیثی ، نه گپی ، نه دروغی، نه توهینی ، نه تحقیری و نه . . . ،غروب که به منزل رسیدم حی و حاضر بود ! ( دهمین شب از 984! شبش!!) و همچنان به رتق و فتق امور آشپزخانه ؛ «آش مخصوص» بار گذاشته بود و با کوبیدن سبزی پاک ش...
یادنامه به داستان راستان سال 1389 « ب 53 » - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:27
...«نگاه 3 به زندگی » (یافته های در تنهای 1389): ب53 «سه شنبه 1389/10/14 شعبه 26 دادگاه عمومی (حقوقی)دادگستری شهرستان کرج ازموضوع شماره پرونده 8809982612600482 بایگانی 880484 شعبه »  برای ارائه به او !  در دادگاه ی که قرار است در ساعت 10 صبح به دادخواستشدر 984! روزش به محاکمه بنشینیم .او نیم ساعت پس...
یادنامه به داستان راستان سال 1389 « ب 52 » - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:27
 ...«نگاه 3 به زندگی » (یافته های در تنهای 1389): ب 52................................همشنگران بودم که چه شده است « او را ! » به اقامه ی نمازهم نمی بینم ؟! که امروز صبح (یکشنبه12/10/1389 ) قبل طلوع نهصد وهشتاد و دومین روز! و در شروع یازدهمینروز و احیاناً شب آشکار این روزها و شبهایش ، « او را ! » به ...
یادنامه به داستان راستان سال 1389 « ب 51 » - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:27
...«نگاه 3 به زندگی » (یافته های در تنهای 1389): ب 51....................................................................................................................................................................................کلام سبز !.. . این روزها و شب ها کلامی جـز : «هنگامی که توان کامل خ...
یادنامه به داستان راستان سال 1389 « ب 50 » - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 1:27
...«نگاه 3 به زندگی » (یافته های در تنهای 1389): ب 50که نهصد و هفتاد و ششمین روزش!!! حضوری فعال و فعال تــر ، دل خوشبه : رتـق و فتـق بچه ها ، همهی آن عقب مانده های 971 ! (برای مریم) و 974! (برای . . . و امیرحسین) ،{برایمن ، که خود را تمام کرده بود !! و در فراخوان عمومی اش همه ی بچگی ، نوجوانی ،جوانی...