و نم نمي از باران آن سالها
و حوصله ای كه دل تنگم را راه ببرد
بروم در خلوت ترين دامنه ی كوه بنشينم
روسری تو را باز كنم از سرت و بيندازم زير خستگی ام
ياد موهای تو را نوازش كنم
عطر نفسهايت را بعد از هر بوسه به كوه بسپارم
دراز بكشم روی خاطراتم
و به خوشبختی لحظه هايي كه با ياد تو دارم
لبخند های تلخ بزنم
برچسب:
نویسنده: arash