خرید بک لینک

سپندم ميكشد آهي شكن پيراي مجمرها

تماشا دارد امشب برگ ريز ماه و اخترها

به يك پيمانه گشتم ضامن بيهوشي عالم

چو بوي نافه خوابم ميدواند ريشه در سرها

به رنگ غنچهام، جز بوي او در دل نميگنجد

بود اين خانه را از تنگي خود قفل بر درها

تجرد مشربم، پرواز من رنگ دگر دارد

چو گل يكساله ره طي ميكنم از ريزش پرها

نميدانم كجايي؟ اي همه جا گلشن نازت!

چو بوي گل هوايي شد ز شوقت مغز در سرها

رسد تا بر سر كوي تو، قاصد پير ميگردد

سفيد از دوري اين راه شد، بال كبوترها

برچسب: نویسنده: arash تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:54

صفحه بندی