خرید بک لینک

بدونشک مشکلات بزرگی در زندگی وجود دارد که منجر به نابودی روابط زن و مرد می شود.مشکلاتی چون ناباروری، بدرفتاری و اعتیاد که همیشه دلیل اصلی بیشتر جدایی ها بودهاست، اما یکسری مشکلات کوچک نیز وجود دارد که به طور پنهانی، خرابی به بار میآورد. مثل انداختن جوراب کثیف وسط اتاق و جویدن غذا با صدای بلند.

اینمسائل کوچک درست مانند قطراتی که از شیر آب چکه می کنند، می توانند احساس خوبموجود در هر رابطه ای را بتدریج فرسوده کنند و از بین ببرند. گاهی اوقات جوراب وسطاتاق فقط یک جوراب است، اما مواقع دیگر مخصوصا پس از گذشت زمانی طولانی از رابطهمان به معضلی بزرگ تبدیل می شود. در حقیقت رنجش های کوچک همچون قطعه های کوچک یخهستند که قابلیت تبدیل به کوه های یخ شدن را دارند و می توانند به مشکلاتی بسیارعمیق تبدیل شوند.

دریک رابطه، هر رنجشی حقیقتا یک خیابان دوطرفه است. همسران معمولا روی رفتار طرفمقابل شان متمرکز می شوند نه روی رفتار خودشان. این که رفتار همسرتان چقدرناامیدکننده است، اهمیتی ندارد آنچه مهم است تعبیر شما ازآن رفتار خاص است.توانایی حذف این رنجش های کوچک و کم اهمیت در وجود تمام ما نهفته است و ما میتوانیم از آن برای داشتن رابطه ای خوب استفاده کنیم یا بدون فکر، همه چیز را بهنابودی بکشانیم. ۱۰ مورد از رنجش های نابودکننده روابط زن و شوهر از این قرار است:

همهکارهایش عمدی است: دایان سالی نیمه های شب صدای خروپف پدرش را که از اتاق بیرون میآمد، می شنید تا این که یک روز از مادرش پرسید: «تو چطور می توانی خروپف های بابارا تحمل کنی؟» مادرش پاسخ داد: «وقتی خروپفش را می شنوم با خودم می گویم خداراشکرحالش خوبه و مشکلی نداره.» خروپف مشکل نیست، بلکه تعبیری است که شما از آندارید. متاسفانه ما عادت داریم هر موضوع ناراحت کننده ای را شخصی کنیم. در حقیقتهر رخدادی را نوعی تحقیر شخصی می دانیم و تصور می کنیم طرف مقابل به ما علاقه ایندارد و به او می گوییم: «تو دوستم نداری»، «اگر به من اهمیت می دادی با این عادتهای آزاردهنده ات اینقدر مرا اذیت نمی کردی.»،

 امابیشتر رفتارها و عادت ها بدون فکر انجام می شوند. ما بسیاری از این کارها را بدوناین که قصد خاصی داشته باشیم انجام می دهیم. در واقع بر مبنای عادت و صرفا تمرکزبر خود است و به طور کل طرف مقابل خود را فراموش می کنیم.

اگرهمسرتان عادتی دارد که شما را بسیار ناراحت می کند، مثل باز گذاشتن در دستشویی،گذاشتن ظرف غذا بدون سرپوش در یخچال و… بهتر است با محبت و مهربانی به او متذکرشوید. شاید او نمی داند این رفتارها ناراحت تان می کند، اما اگر او نمی تواند اینعادت های خود را ترک کند با خود فکر کنید چه دارید و چقدر برایتان اهمیت دارد.

آقاییمی گفت نمی توانست صدای خنده همسرش را که درست شبیه کشیدن ناخن روی تخته سیاه بودتحمل کند و به همین علت روابط شان کم کم رو به سردی گذاشت، اما بعد از ۱۵ سالزندگی، همسرش بر اثر سرطان فوت کرد. حالا او آرزو می کرد یک بار دیگر صدای اینخنده را بشنود.

شلختهاست: در حقیقت در هر ارتباطی یک طرف قضیه شلخته تر از طرف دیگر است. ۸۰ درصد زوجها بیان کرده اند بی نظمی و شلختگی مشکلاتی در روابط شان به وجود آورده است. برخیخانم ها شکایت دارند که همسرانشان جوراب های کثیف شان را وسط اتاق می اندازند واین موضوع را بی احترامی می دانند. زوج های بسیاری بودند که به دلیل شلختگی یکی ازطرفین، از هم جدا شده اند. اگر همسرتان نمی تواند دست از شلختگی بردارد، کمی بیشترفکر کنید.

بهجای متمرکز شدن روی این که او چقدر شلخته است یا نمی تواند چیزی را تمیز و خوبنگهدارد، با خود بیندیشید در عوض او در انجام دادن کارهای روزمره خانه مانند خریدو این قبیل کارها کمک تان می کند و بعد متوجه می شوید شلختگی اش دیگر آزاردهندهنیست. تغییرنگاه و دیدتان به این موضوع نه تنها از رنجش تان می کاهد، بلکه بهبهبود روابط تان نیز کمک می کند.

مرادوست ندارد: وقتی همسرتان به شما می تازد یا کاری می کند که فکر می کنید دوست تانندارد، یک الگوی تداخل لازم است تا روش برخوردتان با قضیه را کاملا تغییر دهد.مثلا باید بدانید معمولا وقتی همسرتان فریاد می کشد نمی خواهد بگوید از شما بدش میآید بلکه معنای فریاد درخواست کمک است.

اوچنان ناراحت است که نمی تواند با روشی آرام و ملایم احساس رنجش و ناراحتی اش رابیان کند. شما در این گونه مواقع به جای این که در موضع دفاع قرار بگیرید و تصورکنید دوست تان ندارد باید کاری انجام دهید که او را آرام کنید. در واقع با درککردن احساس او، موجب آرامش او می شوید و می توانید جلوی تخریب روابط تان را بگیرید.

اوهرگز قدردان من نیست: وقتی زن و شوهر نسبت به یکدیگر احساس خوبی دارند معمولا تلاشمی کنند یکدیگر را شاد کنند و بویژه اگر از این تلاش شان قدردانی شود نسبت بهیکدیگر بیشتر احساس تعهد می کنند، اما اگر این تلاش نادیده گرفته شود ـ و آنها فقطبه کارهایی که انجام نداده اند توجه کنند ـ دیگر علاقه شان را به یکدیگراز دست میدهند و تصور می کنند بی جهت خود را به زحمت می اندازند.

گاهیاوقات همسرتان فقط نمی داند باید از شما قدردانی کند و چنین رفتاری را یاد نگرفتهاست. شما می توانید به صورتی مبتکرانه به او یاد دهید. مثلا خانمی می گفت: «وقتیپس از کلی در آشپزخانه بودن غذای خوشمزه ای آماده کردم، همسرم کوچک ترین تشکری ازمن نکرد، به جای ناراحت شدن، پس از پایان غذا به خودم گفتم دستت درد نکند واقعاخوشمزه بود.

اوخنده اش گرفت و بعد یک تشکر درست و حسابی کرد.» حتی اگر این ترفند هم موثر نبودحداقل با این روش می توانید احساس خودتان را کنترل کنید و خیلی زود از قدردانینکردن همسرتان نرنجید. شما در این لحظات می توانید روی مواردی که همسرتان برایتان فراهممی کند و به شما توجه می کند، متمرکز شوید.

اومرا کنترل می کند: احساس کنترل یکی از رایج ترین مواردی است که زوج ها از آن شکایتدارند. ما انسان ها اصلا دوست نداریم امر و نهی بشنویم. بنابراین وقتی زن یا شوهریتصمیم می گیرد کوچک ترین حرکات همسر خود را زیر ذره بین ببرد بسیار عذاب آور میشود، اما بیشتر مواقع کنترل کردن همسر از روی سوءنیت نیست. در واقع مشکل حقیقیممکن است کاری نباشد که او انجام می دهد بلکه نامی است که شما روی آن می گذارید.

چنینرفتاری را ممکن است کسی کنترل بداند، اما دیگری از آن به عنوان عشق و توجه یادکند. اگر رابطه تان را دوست دارید باید این رفتارهای همسرتان را خوب تعبیر کنید.مثلا اگر فکر می کنید او شما را خیلی کنترل می کند از خود بپرسید چه کرده اید کهاین حس دراو تحریک شده است.

اگرهمسرتان دوست ندارد شما تنهایی با دوستان تان به گردش بروید شاید می ترسد او راترک کنید یا اگر نسبت به تصمیم هایتان شک و تردید دارد شاید بیش از حد نگرانتاناست. گاهی اوقات بیش از حد حامی بودن همسر یا نگران بودن او به کنترل تعبیر میشود. تا آنجا که می توانید به همسرتان محبت کنید تا او مطمئن شود قصد ندارید او راترک کنید و معمولا با رفتارهای عاقلانه تان به او نشان دهید از پس زندگی بخوبیبرمی آیید و نیازی نیست او نگران تان باشد.

باهم صمیمی نیستید: صمیمیت نداشتن مانند تمام موضوعات آزاردهنده، خیابانی دوطرفهاست. اگر هر دوی شما به نیازهای یکدیگر توجه کنید و هر روز به یکدیگر عشق بورزیدهر دو احساس صمیمیت و نزدیکی می کنید. مردهای بسیاری هستند از این که همسرشان خیلیناگهانی تقاضای طلاق کرده است متعجب اند و واقعا نمی دانند چرا آنها را رها کردهاند. این مردها معتقدند تمام وسایل رفاهی خانه را تامین کرده بودند.

درستاست، اما محبت و صمیمتی را که همسرانشان لازم داشته، نتوانسته اند فراهم کنند.

صمیمیتبا فردی غیر از همسر خود: گاهی اوقات که نمی توانید با همسرتان احساس صمیمیت کنید،موجب می شود به سمت حضور بیشتر در محیط بیرون کشیده شوید و گاهی بدون این که متوجهباشید یا اصلا قصد خاصی داشته باشید با افرادی در خارج از حریم خانواده با لحنیصحبت کنید که موجب ناراحتی و حتی نگرانی همسرتان شود. معمولا کسالت و یکنواختی وعدم محبت در خانه موجب می شود همسران به دنبال توجه در بیرون از خانه باشند.

بایکدیگر تضاد شخصیتی دارید: بیشتر رنجش ها از تفاوت ها ناشی می شود. ممکن است فردیاز برخی خصوصیت های همسرش شکایت داشته باشد و همسرش دقیقا به سبب نبود آن ویژگی هادر وجود همسرش شاکی باشد. مثلا ممکن است احساس کنید همسرتان بیش از حد اجتماعی استو برعکس همسرتان شما را تارک دنیا بداند.

بیشتراین موضوعات ناراحت کننده با درک تفاوت هایتان از میان می روند. شما باید اینتفاوت ها را بپذیرید.

گاهیاوقات فکر می کنیم همسرمان دقیقا چیزی که ما نیاز داریم، لازم دارد یا تصور میکنیم نیازهای متفاوت با نیازهای خودمان بی اهمیت اند و ارزش برآورده شدن راندارند. حتی به واسطه حسن نیت بیشتر تمایل داریم به همسرانمان چیزی را که برایخودمان خیلی اهمیت دارد بدهیم نه چیزی را که آنها می خواهند. با شناختن تفاوت هاییکدیگر و احترام گذاشتن به آنها می توانید یکدیگر را همیشه دوست داشته باشید و فکرنکنید که همسرتان به شما بی توجه است.

اوانصاف ندارد: سخت ترین جنبه های یک رابطه مذاکره کردن در مورد علاقه هاست. مثلاکارهای خانه را چه کسی انجام دهد؟ تعطیلات پیش والدین کدام یک بروند؟

چهکسی تصمیم بگیرد مسافرت کجا بروند؟ و… چنین مشکلاتی معمولا خودشان را به شکل شکایتدرخصوص عدم انصاف نشان می دهند. ممکن است زن یا شوهر فکر کند دیگری می خواهد همهچیز را به نفع خود تمام کند. درحقیقت حتی وقتی قصد دارید مثلا انصاف را رعایت کنیدو این که در مورد همه چیز به مساوات رفتار نمایید همین مساله باز خودش مشکل ساز میشود.

بهتراست مسئولیت ها را براساس اولویت ها و توانایی ها تقسیم کنید و به این ترتیب جلویرقابت های بی مورد را بگیرید. همچنین می توانید از سیستم جابه جایی استفاده کنید.مثلا گاهی اوقات کارها را به روش خودتان یا همسرتان انجام دهید یا اگر مثلا امروزاو دوست دارد به سینما بروید، دفعه بعد شما انتخاب کنید که چه کاری انجام دهید.

انتقاد:وقتی زن و شوهر از یکدیگر می رنجند به انتقاد کردن از یکدیگر می پردازند، امافراموش نکنید انتقاد آزاردهنده به مراتب خطرناک تر از مسائل دیگر است. اگر شما میخواهید رابطه ای را بی درنگ از بین ببرید، خیانت کنید، اما اگر می خواهید رابطه ایرا دچار مرگ تدریجی کنید پس انتقاد کنید.

انتقاداین تصور را در همسرتان به وجود می آورد که او را دوست ندارید. مردها معمولا درواکنش به رنجش ها سکوت می کنند و خود را کنار می کشند، اما صدای زن ها در انتقادکردن بلند است. معمولا مکالماتی که با انتقاد شروع می شود به عصبانیت ختم می شود،اما روان شناسان معتقدند همین انتقادها را می توان غیرمستقیم و گاهی باشوخی مطرح واز حالت مخرب به روشی سازنده تبدیل کرد.

آزاردهندههای کم اهمیت، اما مخرب

روانشناسان طی تحقیقی از مرد ها و زن ها درمورد مسائلی که بشدت آزارشان می دهد پرسیدهاند و پاسخ آنها در زیر فهرست شده است.

شکایتمردها از زن ها

ـنمی تواند لحظه ای سکوت کند.

ـمدام گذشته و خاطرات بد سابق را پیش می کشد.

ـگاهی خیلی پرسروصدا می شود و گاهی هم خیلی سرد و یخ رفتار می کند.

ـدائم انتقاد می کند، یکدنده و لجباز است.

شکایتزن ها از مردها

ـمناسبت های مهم مثل تاریخ تولد و سالگرد ازدواج را فراموش می کند.

ـبه شغلش اهمیت نمی دهد و درست کار نمی کند.

ـبا صدای بلند آروغ می زند.

ـبه زن های دیگر خیره می شود.

ـیکدنده ولجباز است و حرف حرف خودش است.

برچسب: نویسنده: arash تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:10

صفحه بندی