میرسی اخم میکنی (آرش شفاعی ) - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:51
میرسی اخم میکنی که چرا باز بوی سپند میآیدچه کنم؟با وجود اینهمه چشم به وجودت گزند میآیدبه جنون میکشد سر و کارم؛ کوچه از جیک جیک لبریز استمــیرسی و زبـــان گنجشکان با ورود تـــو بند مــــیآیدمیرسی مثل سرو در رفتار ،چشمها خیره میشوند؛ انگارکــــه بـه جنگ قبیلــــهی قاجــــــار لطفعلـــی خان زند میآیدمی...
سیب غلتان رودخانه من ( مجید آژ ) - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:51
سیب غلتان رودخانه من! آهوی نقش بسته بر چینی!پری قصـه های کودکــی ام ! قالــی دستباف ِ تزیینی!خُنکای نسیم اول صبح! گرمی چای عصر پاییزی!به چه نامی ترا صدا بزنم؟ لیلی روزگار ماشینی!دور مجنـون گذشت اینک من دور لیلا گذشت اینک تودست بردار از این حکایت تلخ تا بگویم چقدر شیرینیاز کدامین عشیره ای بانو که در ...
ناز ابرویتان که با اخمش، میxadکند با نگاه من بازی (رضا سیرجانی ) - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:51
ناز ابرویتان کـــه با اخمش ، میxad کنـد با نگــاه من بازیاخم، یعنی که عاشقی امّا ...ظاهراً دلخوریّ و ناراضیمثل هر پنجشنبه آمدهxad ام تا به خواجه تفألی بزنمنیمکتxad هــای حافظیه مرا ، میxadبَرَد تا خیالxad پردازی:صورتت روی شانهxad ام انگار، حسّ سرلشگری به من دادهماه ، جای ستاره میxad بندد ، شانهxad ه...
پر زخمم و غم قهر تو مانند نمک ( جواد مزنگی ) - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:51
پُرِ زخمــــم و غــــم قهــــرِ تو مــاننـــد نمــکبه گمــــانم که بمیــــرم، تـو بگــویی بـه درکبه هــــوای تو دلــــم یکســــره، آرام و یــواشمی کشــد از ســــر دیــوار حیــــاط تـو سـرکمدتی هـست که فهمیــده ام آن خنــده ی تودر خودش داشــته مجمــوعه ای از دوز و کَلکتا کـه من دق کنــم از غصــه، برا...
چندیست جان به حجم تنت جا نمی شود ( اصغر عظیمی مهر ) - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:51
تقدیم به جانبازان شیمیایی جنگ که هر روز با هر نفس هزار بار شهید می شوندچندیست جان به حجم تنت جا نمی شودهِی سرفه می کنی نفست وا نمی شودبر گُر گرفتن تـو نسیمی بر آتش استاکسیژنی که در نفست جا نمی شودگرگی گرسنه در ریه ات زوزه می کشدتعبیــر خواب گرگ بـــه رویـــا نمی شوددکتر که عکس های تو را دیده بود گفت...
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم - رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۵-سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم گر چنانست که روی من مسکین گدا را به در غیر ببینی ز در خویش برانم من در اندیشه آنم ک...
هرگزم این گمان نبد با تو که دوستی کنم - باورم این نمیشود با تو نشسته کاین منم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۴-چشم که بر تو میکنم چشم حسود میکنم شکر خدا که باز شد دیده بخت روشنم هرگزم این گمان نبد با تو که دوستی کنم باورم این نمیشود با تو نشسته کاین منم دامن خیمه برفکن دشمن و دوست گو ببین کاین همه لطف میکند دوست به رغم دشمنم عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم گر بزنی به خ...
لایق بندگی نیم بی هنری و قیمتی - ور تو قبول میکنی با همه نقص فاضلم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۳-تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستی داروی دوستی بود هر چه بروید از گلم میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم باد به دست ...
داروی درد شوق را با همه علم عاجزم - چاره کار عشق را با همه عقل جاهلم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۲-بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم بار بیفکند شتر چون برسد به منزلی بار دلست همچنان ور به هزار منزلم ای که مهار میکشی صبر کن و سبک مرو کز طرفی تو میکشی وز طرفی سلاسلم بارکشیده جفا پرده دریده هوا راه ز پیش و دل ز پس واقعهایست مشکلم معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود گر...
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب - که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۱-هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده دل آن به که در س...
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم - بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۲۰-در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث ر...
هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی - مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۱۹-من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد که من آن وقع ندارم که گرفتار ت...
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز - فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۱۸- یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد خاک سر هر کویی بی فایده میبیزم در شهر به رسوایی دشمن به دفم بر...
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی - درد عشقست ندانم که چه درمان سازم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۱۷-از تو با مصلحت خویش نمیپردازم همچو پروانه که میسوزم و در پروازم گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم نه چنان معتقدم کم نظری سیر کند یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری ز...
به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم - برو ای طبیبم از سر که دوا نمیپذیرم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:50
۱۲۱۶-به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم برو ای طبیبم از سر که دوا نمیپذیرم همه عمر با حریفان بنشستمی و خوبان تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم مده ای حکیم پندم که به کار درنبندم که ز خویشتن گزیرست و ز دوست ناگزیرمبرو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم نه نشاط دوستا...
<no title> - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:48
صاحب این خانه دیگر دلی برای خانه داری ندارد تعطیل شد !font>
باور کن میمیرم - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:48
تعریف ساده ای دارد چشمانت باز باشد زنده ام ... ببندی میمیرم ...باور کنمیمیرم !━━━━━━━━━━━━━━━━باد ورق های دفتر شعرم را با خود بردفردا تمام شهر عاشقت می شوند━━━━━━━━━━━━━━━━
تولدت مبارک - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:48
صدای به هم خوردن بال فرشته های معصوم می آید انگار آمدنت نزدیک است ....لمس بودنت مبارک... الفبا برای سخن گفتن نیست ...برای نوشتن نام توست ...اعداد پیش از تولد تو به صف ایستاده اند....تا راز زاد روز تو را بدانند....تولدت مبارک سالروز زمینی شدن مبارک ...راستی از ونوس و مریخ چه خبر؟ جای هیچ کس را هیچ کس...
4my brother - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:48
هیچ گاه به بی تو بودن عادت نخواهم کردیا بمان ...." یا " ندارد ...فقط بمان !━━━━━━━━━━━━━━━━لحظه ای آسمان را ببینآخ ! ماه افتاد در چشمانت !چشمان ِ ماهت مال ِ من ؟!━━━━━━━━━━━━━━━━ هیچ گاه به بی تو بودن عادت نخواهم کردامروز :دوم مهر 1392
هیــــــــــــس ! - تاریخ: 1392/7/28 ساعت: 12:48
هیــــــــس !اینجا دو عدد "من " در حال "ما " شدن است ...لطفا ضمیر "او " اضافه نکنیداین مهمانی خصوصــــی است !━━━━━━━━━━━━━━━━━نوارمغزی ام ثابت می کند دیوانه نیستمو تست های زیادی که داده امپس این دیوانه وار دوست داشتنت.....؟؟؟؟━━━━━━━━━━━━━━━━━